عز الدوله - ملكونوف
41
سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى )
از اقسام ميوه در سر ميز پرتقال خوبى بود موسيو زوبف با كارد و چنگال پرتقالى را به طورى بريد و مغز آن را از پوست جدا نمود كه دست او آلوده نگرديد ، بعد از ناهار در عمارت با دوربين مشغول تماشاى مردم بيرون بوديم . در شام كنت و حاكم و جمعى بودند ، بعد از شام در راكسهال به تماشاخانه و آتشبازى و موزيك دعوت شديم . جناب موسيو زوبف همهجا همراه بود . در اين بلندى رودخانه ولگا نمايان است . دور آن ايوان اطاقى از چوب مهيا كرده ، ديوار آن را از قالى كشيده به گل معطر و برگ خوب آرايش داده بودند . بستنى و ميوه و انواع تنقلات حاضر كرده بودند . از آنجا به تماشاخانه رفتيم . دخترهاى روسى در آنجا خوانندگى كردند . پس از آن شخصى به وضع روسى رقص كرد . يكنفر هم حقهبازى « 23 » نمود . پس از ختم مجلس برخواستيم به بالكن آمده در كنار رودخانه ولگا آتشبازى كردند . موسيو زوبف در ضمن صحبت مىگفت كه اهل روس رنگ قرمز را بزرگ و خوب مىشمارند . مثلا مىگويند فلان چيز قرمز يعنى اعلى . مثل اينكه آن دختر قرمز است يعنى خيلى خوب است . ساراتف زبان تاتار سابق است ، كه به تركى « سارى » به معنى زرد است كوكارد كه روسها در كلاه دارند رنگ زرد و سياه است . اين رنگ اصلى دولت روس است . بعد از اينكه الكسندر اول به پاريس داخل شد ، رنگ سفيد كه علامت پادشاهى بوربون بود در كوكارد روس قرار داد . روسها كوكارد را از آلمانها اقتباس كردهاند . بعد از تماشاى آتشبازى و گردش ميان زن و مرد كه در اين بالكن جمعيت كرده بودند « 24 » سوار كالسكه شده ، از كوچهها كه به چراغ گاز روشن بود ، عبور نموده ، در ساعت دوازده به كار آمديم . موسيو زوبف و كنت بتىشف و اعيان شهر همه بودند . اطاقهاى خوب در اين كار بود . به حاكم و ژنرال وداع گفته ، از آنجا به كالسكه بخار نشسته ، راه افتاديم .
--> ( 23 ) - منظور شعبدهبازى است ( 24 ) - متن : كه جمعيت در اين بالكن كرده بودند .